خرید بک لینک
امشب رفتیم جشن...بدک نبود...خوب بود ((: از دور خیلی پرشورهیجان تر بنظر میومد..ما هم که تقریبا در حاشیه واقع شدیم(که البته بهتر :D )

از کانون اصلی دور بودیم

مامانم که میگفت اصن خوشم نیومد...بیشتر هم بخاطر بعض از حرفها بود ..میگفت چرا رقیب و سرکوب میکنن ه نفر این وسط می باخت دیگه انجور نگن..راست هم میگه منم خوشم نیومد(هرچندگوش نمیدادیم :D )..کری میخوندن!! :/

+من که صرفا رفته بودم سوت بزنم :| اونم نه حسش بود نه شرایط مکانی دو سه تا بیشترنزدم D:

+یه اکیپ پسری اونور تر بود یکیشون پاش شکسته بود به اعصاش پارچه بنفش زدن یه کلاه بنفش هم گذاشتن روش بردش بالا اعصا رو تکون میداد !!! بگو نمیترسی بفیتی اون یکی پاتم شَل شه!! :D

مامانمو گم کردیم خالم میخاست به پسره بگه اعصاتو ببر بالا تا نشونه باشه زنگ بزنیم مامانم نشونه رو بیابه بیاد پیشمون!!بزور راضیش کردیم نگه :||

به دخترخالم میگم رقص نور گوشیت و بزن پیدامون کنه..مگه نمیخادملت جوگیر میشن میریزن وسط دیسکو راه میندازن! هیچ دیگه کلا پیداش نکردیم مادرمونو تا آخر که خاسیم بریم...

+فاز اون دخترا که میگفتن استقلاله قهرمان و 4تایی ها مشخص نشد متاسفانه :||

#شادباشید

برچسب: نویسنده: سجاد رضایی تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 10:01

صفحه بندی