از خونه خالم اومده میگه شبکه خبر داشت فیلم حمله رو نشون میداد اینا اصن شبیه تروریست نبودن که!!
اصن منو "م"دوتامون هی میگفتیم جووون اینارو...یه دستبند خفنی داشت...گفتیم اگه توهم بودی میگفتی جووون موهاروو!!!
من: :||| من که دیدم زشت بودن!
اون: نه اینقد تروتمیز بودن..این تروریستای عربی هستا..ریش دارن زشتن..اینا اصن اونشکلی نبودن
من: :|| (توقع داره با یه همچی وضع انگشتنمایی شیک ومجلسی راشون بدن داخل:/ اونا خوموردی هم نداشته باشن آدم بشون شک میکنه!(قضاوت از روی چهره :D ) )
من: منم میخام ببینمشون..اینا زشت بودناا
اون:نه اصن ممکنه صدتاشون ازکنارت رد شده باشه!!خیلی هم خوب بودن! (من نمیدونم چه قیافه ای مد نظرشون بوده..خو نمیان با یه دشداشه و چفیه قرمز و یه کیف تودسشون برن تو مجلس! :/ )
(الان میرم ببینمو بیام اعلام نظر کنم:| )
اعلام نظر کنیم که:من مطمعنم فردا همین یارو رو خواهرگرام و ایضا دخترخاله محترمه ببینن کل نظراتشونو پس میگیرن(به جز نظردرمورد دستبندش! :| ) اینا تصورات صعودیانه ازشون داشتن بعد این یارو رو دیدن فک کردن پسره شاه پریونه..هرکسی نمیدونه!! بعله...نظریشون درباره منم واس خودشون :/
ختم جلسه!!
برچسب:
نویسنده: سجاد رضایی