قبلش خیلی هم درست نبوداا..ولی الان اینجوری شده ک میبینید!!
امر.ز دوازده بیدار شدم...ساعت ده ونیم شب بود حرورا خوابم برد..دوازه پاشدم مجددا والانی که بیداریم :|
من تو زیر زمین..همراه جدید دارم امشب!!خواهرمحترممون..اوشون اتاق بالا!!
(کوره آجرپزیه الان..منم اول اونجا بودم بابام که خوابید اومدم پایین..اون موندگار شدهD:
+بگو بیداری درس بخون -__-
++برم بینم میتونم بخونم://
برچسب:
نویسنده: سجاد رضایی