فازمتفاوت!! :| - تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 10:51
این داستان:چشم دوختن به قطره جمع شده در ته لیوان!! (لهشون کردم خواهرودخترخاله رو یا دنده عقب بگیرم؟) از خونه خالم اومده میگه شبکه خبر داشت فیلم حمله رو نشون میداد اینا اصن شبیه تروریست نبودن که!! اصن منو "م"دوتامون هی میگفتیم جووون اینارو...یه دستبند خفنی داشت...گفتیم اگه توهم بودی میگفتی جووون موها
هضم نشده برام هنو!! - تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 10:51
حافظ جونتون باشیم؟(O__O)بخوابیم یا همینجوری= اقاا من فیلم انفجار انتحاری حرمو الان دیدم!! :||| چجوری گوشت بدن طرف از آسمون میبارید!!! (باران کوفته قلقلی!! :| ) باید اعتراف کنم فک نمیکردم اینجوریایی باشه پیشم جالب بود:|| به من کاری نداشته باشید من هنو تو شوک ام...نتونسم عمق دهشتناکیشو هضم کنم.. :|| (
ما شب زنده داران این سراییم!!ما هیچوقت شبا نمیخوابییم!! - تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 10:51
[unable to retrieve full-text content]بار آخرمه؛رفت تا 28 روز دیگه!! :|| خودافظ
پاتوق بروبچ محله اینجا!!! - تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 10:51
موتورو میخاسن روشن کنن روشن نمیشد...به ترتیب میرفتن هندل میزدن...یکی هم این وسط بود ک بطور ملتمسانه ای داشت اجازه میگرفت که فقط یه هندل بزنه!!!چه دلم براش سوخت....هر ده ثانیه میگف علی توروخدا بزار یه هندل بزنم!!! آخر سر فک کنم گذاشتن... پاتوق پسرای محل از وقتی ک یادمون میاد..همین دوپله خونه ما بوده.
ده دقه دیگه ازمون شروع میشه - تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 10:51
این یعنی این xa0آزمون هم پرر!!! D: آزمون قبلی ...پررر این آزمون ....پررر آزمون بعدی....پرررر کنکورر.....پرررر!! کنکور که پر نداره ...تابمیریم همین رواله!!! :|| + / جمعه نوزدهم خرداد ۱۳۹۶/ 7:54 / چرند و پرند /
158)آیم ویتینگ فور ایت!! ¦) - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 8:37
خودم رو برا بدترین اتفاق ممکن دارم آماده میکنم...امروز صبح مامانم داشت بزور خواهرمو بیدار میکرد..گف :نگا اگه روزه نبودین پا میشدین یه چی میخوردین از این بی حالی درمیومدین..حالا هی من به شما میگم گوش نکنید..پس فردا نیاید بگین ابروهام داره میریزه مژهام داره میریزه..معدم درد میکنه..چشم ضعیف شدهاااا !!!
159)~___~ - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 8:37
هوس آلاسکا کردم :||| نه اونجوریا که چوب میزاشتیم مثه بستنی میشد... شربته رو بریزی تو یه ظرفی یخ بزنه بعد خرررت خررت بتراشی بخوری (((= اونم پای برنامه کودک ^___^ xa0 + / چهارشنبه دهم خرداد ۱۳۹۶/ 17:39 / چرند و پرند /
160)ایستاده در غبار..جولون میخوره با باد!!!! - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 8:37
#لوکیشن:پشت بوم #وضعیت:در حال تاب خوردن با باد!!(جدا دارم باش عقب جلومیشم ناخواسته:| ) هوا ناگهانی گرد و خاکی شده!!! منم دارم از باد 32کیلومتربرساعت یا 8.8متر برمترش لذت میبرمD: ب عددش نمیاد شدید باشه..ولی خوب هسD: xa0 +اعتراف کنم دلم برا گرد و خاک تنگ شده بود؟!:||| xa0آقا چکنیم دیگه نگران خوزستانمو...
161)فاز خواهرونه!!! :|| - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 8:37
+خواهر بزرگم دیروز اومد..از خابگاه بعد دو ماه..(: خب من هیچ حس خاصی نداشتم...اصلا احساس نمیکردم دو ماه باشه نیسش..برعکس اون (: خیلی به هم وابسته نیسیم |: و نمیدونم خوبه یا بد... یه بار تو تلگرام داشتم باش میحرفیدم گف دلم براتون خیلی تنگ شده قربونتون برم منxa0 اینا..بش گفتم جوگیر..بش برخورد گف تصمیم ...
162)این داستانه چی میگه؟! :| - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 8:37
[unable to retrieve full-text content]ادامه مطلب گذاشتمش..دو صفحس...حال داشتین بخونین بعد برا منم شرح بدین دقیقا چ شد ؟! :||
163)|||| - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 8:37
+یعنی هربار که میخوام وصل شم به اینترنت اول باید بزنم این وای فای رو فراموش کنه بعد دوباره رمز و اینا بدم بش تا وصل شه این دیگه چ مدلشه!!! ++ قبل افطار خواهر محترمه رو اعصابمون داشت قدم رو میرفت..منم پریدم پشت گردنشو گرفتم فشار میدادم..اونم نامردی نکرد با ناخن افتاد جون دستم..ولی خو من ول کن نبودم..
164)امشب - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 8:37
افطار مهمون خاله بودیم رفتیم بیرون شام خوردیم بسی چسبید..دسش یه عالمه درد نکنه..قبولش باشه(((: تا باشه از این ثوابا!!! :D بعدش هم اندکی دور دور تا مسیر خونه..شب خوبی بود. خوش باشید همیشه!! + / دوشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۶/ 0:31 / چرند و پرند /
165)جور ما ها...بر مودمِمان!! - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 8:37
مودمه داره جور دو خونواده رو میکشه!! :|| سرعت و زدیم پوکوندیم!!! +خونواده ما و مامانبزرگم دیوار به دیواره...یک شب که مفتی میشه دیگه همه جمله میکنیم ب اینترنت!! :D ++دیروز یه گیگ شارژکردیم...خود دیشب یه گیگ و خورده ای مجانی دانلود کردند جمیعا!! الان هفصد مگ داریم هنو!! دیس مینز لایف!! + / دوشنبه پانز...
166)ویروسی شدیم!!! - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 8:37
ویروس افتاده بین بچهای خونواده!!! :||| کلا حال همه بچهای فامیل بده :/ از پریروز به ترتیب سن از کوچک به بزرگ مریض میشن!! امروز با فاکتورگیری 2-3 ساعت تا هفت همش خواب بودم -__- #بریم ولو شیم رو تخت همچنان!!! -__- + / دوشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۶/ 21:39 / چرند و پرند /
پدر چاخان ایران! - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 8:37
لقبیه که میشد به پسرخالم داد!! یعنی من موندم چجوری اینا به ذهنش میرسید!! مثلا نمونشه(دارای صحنات چندشناک:| ) : عدسی چشم ماهی و دیدن تاحالا؟؟گرد و براقِ!!(البته تا قبل اینکه آبش تبخیر شه!) اولین بار پسرخالم نشونمون داد...گفت مرواریده!!! یه مرواریده کم یاب که تو چشم بعضی ماهیا هست!!! خب بعدش چی شد؟؟ ه
جور ما ها...بر مودمِمان!! - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 0:22
مودمه داره جور دو خونواده رو میکشه!! :|| سرعت و زدیم پوکوندیم!!! +خونواده ما و مامانبزرگم دیوار به دیواره...یک شب که مفتی میشه دیگه همه جمله میکنیم ب اینترنت!! :D ++دیروز یه گیگ شارژکردیم...خود دیشب یه گیگ و خورده ای مجانی دانلود کردند جمیعا!! الان هفصد مگ داریم هنو!! دیس مینز لایف!! + / دوشنبه پانز...
ویروسی شدیم!!! - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 0:22
ویروس افتاده بین بچهای خونواده!!! :||| کلا حال همه بچهای فامیل بده :/ از پریروز به ترتیب سن از کوچک به بزرگ مریض میشن!! امروز با فاکتورگیری 2-3 ساعت تا هفت همش خواب بودم -__- #بریم ولو شیم رو تخت همچنان!!! -__- + / دوشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۶/ 21:39 / چرند و پرند /
|||| - تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 14:44
+یعنی هربار که میخوام وصل شم به اینترنت اول باید بزنم این وای فای رو فراموش کنه بعد دوباره رمز و اینا بدم بش تا وصل شهK این دیگه چ مدلشه!!! ++ قبل افطار خواهر محترمه رو اعصابمون داشت قدم رو میرفت..منم پریدم پشت گردنشو گرفتم فشار میدادم..اونم نامردی نکرد با ناخن افتاد جون دستم..ولی خو من ول کن نبود..
153)روبیک باز بودیم وقتی روبیک بازی مد نبود!!!! باور کن! :| - تاریخ: 1396/3/12 ساعت: 5:39
نشستم پا به پای بازی مکعب روبیک سایت بینگ مکعب خودمو حل کنم اون همون مرحله سوم نصفشو هم رنگ کرده..من دوتا رنگ جفت ، کنار هم نداشتم!! اما!!..اما!! تا مرحله آخر امیدمون رو از دست ندادیم!! D: و حالا!!! این من.. و این هم مکعب روبیکم با 5 جفت مربع همرنگ در 5 وجه از آنxa0!!!!xa0xa0 + / جمعه پنجم خرداد ۱۳۹...
154)توقیف اجباری! - تاریخ: 1396/3/12 ساعت: 5:39
ابتدایی تا سال چهارم حدودا : یادم نمیاد خیلی ولی احتمال به یقین بازی فکریامون و بازیای کامپیوتری بوده! :| که کمد CDهارو قفل کردن کلیدشم برداشتن! xa0سال پنجم ابتدایی و اول راهنمایی:کتابهای آر ال استاین و دیگر کتاب داستانها..که اینم باز کلید کتابخونه رو برداشتن...به مجلهای قدیمی و داستانهاش روی آوردیم...